صفحه‌ی اصلی     تماس     RSS     پادکست     کافه


ماکی بودیم
پادکست
باجه ی شعر
باجه ی داستان
کارتابل مقالنقد
حافظه ی شعر
درتصویرهای عکس
بلاگ واتینگ
X-FIEL
پیولی لیک
باجه ی ترجمه
کیوسک کتاب
گپی باگفت
سطل اشغالی
سری کتاب های سپنج
تلویزیون اینترنتی سپنج
کافه سه پنج

نشرالکترونیکی سه پنج
.نشرالکترونیکی سه پنج.

معرفی کتاب
رن/فریدریش هلدرلین/بیژن الهی

معرفی کتاب
..به یادبعدازظهرهای آفتاب..

معرفی کتاب
..ای کاش آفتاب ازچهارسوبتابد..

معرفی کتاب
..To the poly-poem..

آفاق شوهاني
ویرگول ها به کنار! آمدنم آمده«تو» ببیند

فريادشيري
آغوش من از سفر پٌراست

رويا تفتي
سایه لای پوست

ناصرپيرزاد
چيز

ابوالفضل پاشا
از آن همه دیروز

معرفی کتاب
..اخلاق بوزینگان..

معرفی کتاب
..پسرمسخره ی پیکاسوهستم..


<BR>         
                    </span><b><font size=

<BR>         
                    </span><b><font size=




علی اسداللهی

خطر با صدايي بلند همه را تهديد می کند





تهران

 

 

اصلا بحث بهانه نيست

اگر از خيابانهايي که با يک

                            باران بند می آيد

 

 

متنفرم!

 

از خنده هاي به هم ريخته ای

که هر صبح

در آينه های ماشين تنظيمشان می کنم

و می برم به اداره ی خراب شده...

 

 

اگر فکر می کنم

خيابان

اتفاق بزرگی نيست

که اينقدر شلوغش کرده اند

 

 

و از کوچه ای که هر بار

با شعبده ای عجيب

معشوقه هايم را

           در اولين پيچ غيب می کرد

 

نمی توانم بگذرم...

باور کنيد اصلا بحث بهانه نيست!

حلالم کنيد برای همه چيز...

وقتی که اين شعر را می خوانيد

ديگر سوار بر اتوبوسهای ولايتمان هستم...

 

 

 

 

 

 

 

دزفول در 2 اپيزورد

 

1

چسبی می زنم بر شيشه ها

و دلداری می دهم

ساختمانهايي را

       که با احتمالی يکسان

               امکان ريختن دارند

 

خطر با صدايي بلند همه را تهديد می کند

با حنجره ی آژيری قرمز...

 

2

دود

دود

دود

آنقدر که بعضی ها

قسمتی از خودشان را نمی بينند...

 

جنگنده ها

کرکس ها

مگس ها

(دنيا دور سر شهر می چرخد)






نظر خوانندگان: 3 نظر
 
 
تمام حقوق این وب‌سایت و محتوای آن متعلق به سه پنج(صدای مستقل ادبیات ایران) است.حق ویرایش مطالب رسیده برای سپنج محفوظ است. به جزلینک مستقیم بازنشر مطالب بدون اجازه ممنوع است WWW.3PANJ.ORG ® 2007 / 3PANJLITR@GMAIL.COM