بیضی میشود...
« سفینه »
خیلی
خوشخیالی
که
از روزنههای بیحاشیه
داخل
میشوی
و
ادای ستاره را در میآوری
روی
خطوط نامربوط
به اصل سیاهچالهها
...
روزنامههای
عصر دیروز
نوشتهاند:
فضانوردی
در خواب کهکشان
گم
شد!
«
خشم »
دایرهای
که
میرسد به تو
در
گریز از مرکز جغرافیایی خشمت،
مدار
آبی رنگی میشود
میرسد
تا بنفشی
که
رنگ به رنگ میرقصد
با
موسیقی اسپانیولی پاهات...
دایره، بیضی میشود...
خشم،
بزرگ...
بنفش،
پررنگ
..
و
تو
سرازیر
از سراشیبی نگاهها....